تبليغاتX
نیکان و شیطونیهاش

نیکان و شیطونیهاش




نیکان تمام عشق و زندگی من



نویسنده : آرام ; ساعت 9:13 روز دوشنبه 7 اردیبهشت1388

سلام نيكان قشنگمممممممممم سلام زندگي من امروز 7 ارديبهشت سه ورز ديگه تا روز تولدت مونده روزي كه قشنگنترينننننننننن روز زندگي من بود شبش تا صبح خوابم نبرد ساعت 8 و نيم رفتم توي اتاق عمل ساعت 8 و 3ي و هفت دقيقه تو به دنيا اومدي وقتي برگشتم تو بخش همه بالاي سرم بودند و بعد از يكساعت قند عسلم و ديدم اصلا نميدونستم چكار كنم يه حس خفته اي در درونم بيدار شده بود يه حس زيبا و قشنگ خدا جونم هيچوقت اون لحظه اولين ديدارم يادم نميره خدايا ممنونم كه مادر شدن و به من ارزاني داشتييييييييييييييييييييي روز 10 ارديبهشت خدا يه پسر 3 كيلو و 250 گرمي با قد 49 سانتي را به من ارزاني داشت . خدا جونم شكرت

و 3 روز ديگر اين هديه زيباي خداوند 3 سالگيش را به پايان ميرساند و من مادري مغرورررررررر كه لياقت مادر شدن را دارم.

5 شنبه جشن تولدش و اهواز ميگيرم خونه بابام اينها البته به خرج خود بابام يه جشن خوشگل و دوست داشتني بعد از تولد با عكس ميام





دسته بندی :

لینک مطلب