با اينكه هميشه مخالف بودم بچه ها پيش پدر مادرشون بخوابن اما نميدونم چرا الان نميتونم پسرم و از خودم جدا كنم هر شب ميگم بزار از فردا ميذارمش سرجاش اما نميدونم اين فرداها كي ميخواد بياد
وقتي مثل يه جوجه كوچولو مياد سرش و ميذاره توي بغلم و من هم محكم بغلش ميكنم ميگه مامانييييييييي دستت و بزار روي گوشم و من ارام نوازشش ميكنم و دستش و ميذاره روي دستم
اينقدر بهم ميچسبه كه نزديكه از يه طرف تخت بيفتم واقعا لذت ميبرم اگه دستم و بردارم ميگه مامانييييييييييييييي دستت و بزار واي خداي من زيباترين حس بهم دست ميده و وقتي ميگه مامانيييييييييييييييييييي دماغت و بزن به دماغم مامانييييييييييييييييييي نازم كن مامانيييييييييييييييييي پتو ميخوام و حتما بايد روز دستم بخوابه واي خدا چقدر لذتبخش بيچاره بابايي كه بعضي وقتها ميره توي هال ميخوابه و ميگه اين اقا نيكان كه جاي مار و گرفت و من هيچ جوابي ندارم بهش بدم چون يك لحظه نميتونم از خودم جدات كنم عشق من این پسر نصف شب بيدار ميشم دوباره نوازشت ميكنم و هي تند تند ميبوس*مت و دوياره ميخوابم تو هم توي اوج خواب هم كه باشي اما يه لبخند خوشگلي ميزني كه من ذوق زده ميشم الهي كه من فدات بشم تو دنياي مني روز به روز بهت وابسته تر ميشم و تو روز به روز لوس تر ميشي بعضي وقتها دعوات كه ميكنم ميري توي اتاقت با عروسكت درد دل ميكني اينقده قشنگ باش حرف ميزني كه اشكم درمياد و ميام بغلت ميكنم الهي كه مادر فدات بشه نيكانم تو تمام دنياي منيييييييييييييي و من عاشقانه میپرستمت تمام توانم و بکار میگیرم تا بتونم بهترین امکانات و زندگی رو واست مهیا کنم عزیز دلم


