من اومدم شرمنده دیر شد اخه کلی کار دارم الان هم تند تند عکسها رو اپلود کردم
تولد خیلییییییییییییییی خوش گذشت و به خوبی برگزار شد بابام سنگ تموم گذاشت تازه ۱۰۰ تومان هم کادو داد خدا رو شکر ۴۵۰ تومان هم کادو گیرش اومد یه موتور و ماشین و عروسک و خمیر و... هم گیرش اومد که البته با همینها هم خوشحال شد من هم علاوه بر ۵۰ تومان کادو که بهش دادم چون عاشق لباس اسپایدر من بود یه لباس هم براش گرفتم هرچند که این اقا نیکان هرکی اومد کادو رو گذاشت اصلا اجازه نداد و همون اول تولد تمام کادو ها رو باز کرد و کلی هم از این دو سه تا اسباب باز ی خوشحال شد اما من از اون کادو پولها خوشحال شدم یه وقت فکر نکنید من کادوها رو واسه خودم برمیدارم ها نه به خدا حتی ۱۰۰۰ تومان هم دست نمیزنم همه مستقیم میرند توی حساب خود اقا نیکان پس انداز مسکن جوانان همون موقع که بدنیا اومد براش باز کردم و خودم هم هرچی پول دستم میاد میریزم به حسابش الان بچه ام حسابش از من بیشتر خوب دیگه اینها هم اینده میخوان الان وضع مم*ل*کت قاطی دیگه چهی برسه به دوره این بچه ها
خلاصه جای همه خالی بود خیلی خوب بود و خوش گذشت الان چندتا عکس میذارم
اصلا نذاشت یه عکس تکی قشنگ ازش بگیرم
این اول جشن داشت به همه چی ناخنک میزد

چون اجازه بهش نمیدادم کادو ها رو باز کنه این شکلی مشد هرچند که چند ثانیه بعدش بازشون میکرد

اقا سفارش داده بودند کیکیشون اسپایدر من باشه که دستورشون هم اطاعت شد خدائیش هم خوشمزه بود هم خوشگل

قربون این قیافه ذوق زده ات برم من

ولی از وقتی کیک و اوردم خونه این بچه توی یخچال بود هم ناخنک زد تا وقتی اوردمش و فوتش کرد جای انگشتهاش و ببینید

میخورد و میگفت به به مامان چقدر خوشمزه است

و این هم یک عکس اسپیشال است![]()
http://pic40.picturetrail.com/VOL395/10097059/21977001/363207488.jpg
سلام نيكان قشنگمممممممممم سلام زندگي من امروز 7 ارديبهشت سه ورز ديگه تا روز تولدت مونده روزي كه قشنگنترينننننننننن روز زندگي من بود شبش تا صبح خوابم نبرد ساعت 8 و نيم رفتم توي اتاق عمل ساعت 8 و 3ي و هفت دقيقه تو به دنيا اومدي وقتي برگشتم تو بخش همه بالاي سرم بودند و بعد از يكساعت قند عسلم و ديدم اصلا نميدونستم چكار كنم يه حس خفته اي در درونم بيدار شده بود يه حس زيبا و قشنگ خدا جونم هيچوقت اون لحظه اولين ديدارم يادم نميره خدايا ممنونم كه مادر شدن و به من ارزاني داشتييييييييييييييييييييي روز 10 ارديبهشت خدا يه پسر 3 كيلو و 250 گرمي با قد 49 سانتي را به من ارزاني داشت . خدا جونم شكرت
و 3 روز ديگر اين هديه زيباي خداوند 3 سالگيش را به پايان ميرساند و من مادري مغرورررررررر كه لياقت مادر شدن را دارم.
5 شنبه جشن تولدش و اهواز ميگيرم خونه بابام اينها البته به خرج خود بابام يه جشن خوشگل و دوست داشتني بعد از تولد با عكس ميام


