تبليغاتX
نیکان و شیطونیهاش

نیکان و شیطونیهاش




نیکان تمام عشق و زندگی من



نویسنده : آرام ; ساعت 8:13 روز یکشنبه 25 شهریور1386

سلام به همه دوستهای خوبم من برگشتم ولی اینقدر سرم شلوع که حتی نتونستم نظرات و خونم سر فرصت میام همه چی و تعریف میکنم

دوستون دارم





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : آرام ; ساعت 12:22 روز یکشنبه 4 شهریور1386

پس نوشت: اگه خدا بخواد من تا دو هفته دیگه مرخصی هستم میخوام برم یه گردش جانانه با مامانم اینها میریم هورااااااااااا خوش میگذره فقط میدونید چیه نیکان یه چند روزی دندونهای نیش و اسیابش داره درمیاد بچه ام خیلی ضعیف شده خیلی بهانه گیر شده نمیدونم چکار کنم یه تاولهای گنده ای زده روی لثه هاش غذا که دیگه هیچی نمیخوره خدایا کمکش کن زودتر ندونهاش دربیان اگه خدا بخواد ۵ شنبه میریم سمت شیراز و خونه خاله و دایی و مامان جونم اونجاست بعدش هم شاید سمت ابشار سمیرم و یاسوج و ... نمیدونم فقط خدا کنه قند عسلم مریض نشه خدایا به امید خودت

هر روز که میگذره من شاهد بزرگ شدنت هستم پسر عزیزم قند عسلم نفس من زندگی من چقد دلم برات تنگ میشه وقتی میام خونه خودت و برام لوس میکنی و هی ادا درمیاری چیزهای جدیدی که یاد گرفتی و تند تند به من نشون میدی من هم بی پروا بغلت میکنم ماچت میکنم هیچ چیز توی دنیا قشنگتر و زیباتر از به آغوش کشدن تو نیست تو تمام زندگی منی هستی منی همیشه خدا رو بخاطر تو شکر میکنم و ازش میخوام که تو رو برام نگه داره میدونم حرفهام تکراری ولی خوب چکار کنم این حس و حال مادری روز به روز داره بیشتر و بیشتر میشه دیگه نمیدونم میخواد تا چقد زیادتر بشه خدا بهم رحم کنه.

یه چند وقتیه که دیگه نمیتونم زیاد ببیرمش پیش مامان جونش آخه اونهم کار داره دارم فکر میکنم که چکار کنم دنبال پرستار هم گشتم ولی دلم رضا نمیده نمیدونم چرا همه اش میترسم یه وقت یه بلایی سرش بیاره یا یه اتفاقی بیفته البته شاید هم خیلی خوب باشه نمیدونم والله هرچی خدا بخواد مهد دانشگاه هم داره راه میفته همه کارهاش و کردن شاید هم بیارمش پیش خودم سرکار حالا نمیدونم کدومش بهتره البته دو روز تو هفته هم میفرستمش پیش مامان جونش .

مامانها به نظرتون پرستار بهتره یا مهد سرکار که پیش خودم باشه؟

 میتونم هر دقیقه هم بهش سر بزنم اونهایی که تجربه دارید ممنون میشم راهنماییم کنید.

نیکان دیگه قشنگ همه چی و متوجه میشه هرچی و بهش میگم برام بیار سریع میاره هرکاری که ما انجام میدیم پشت سرمون همون کار و انجام میده .باید خیلی مراقب کارها و رفتارمون باشیم

عاشق باباش یه وقتهایی هم من خیلی حسودیم میشه انگار نه انگار من مادرشم ها از بسکه بابا بابا میکنه دیگه دیوونه میشم وقتی که باباش میاد انگار که به معشوقش رسیده همه اش از سر و کولش بالا میره البته خوب بیشتر باباش و میبینه صبحها که بیدار میشه و ظهرها همه اش باباش و میبینه تا من و بچه حق داره بابایی بشه دیگه باباش هم که عاشقش وقتی میاد از سرکار فقط با این بچه بازی میکنه ما هم که بوققققققققققق

خدایا شکرت من راضیم همین که پیمان هم عاشق بچه است و دوستش داره من هیچ مشکلی ندارم تازه خیلی جاها هم مسئولیت نگهداریش میفته گردن باباش

وای که چقد دلم برای سام کپلو تنگ شئه الان رفته مسافرت کپلم کی کیایی ببینمت؟

اخر هفته اهواز بودیم خونه مامانم اینها تولد سار خواهرم بود یه کیک براش گرفتیم و بعد هم شام رفتیم بیرون ۲۱ سالش تموم شد اینجا هم نیکان داره به کیک ناخنک میزنه

شام رفتیم پارس استار ایشون روز میز نشستند

خان والا در منزل خودمان

خان والا در حال بازی با لوگو

 

میگم ها یه سوال قبلا که با دراپ شات عکس لو میکردم اتوماتیک سایزش هم تنظیم میشد اما الان چند وقته که سایزها تنظیم نمیشه و چون مجبورم عکس و کوچک کنم کیفیتش میاد پایین چرا؟

آها یه چیز دیگه این بلاگرد هم اعصابم و خورد کرده لینکهام اصلا نیستند راهی به نظرتون میرسه؟





دسته بندی :

لینک مطلب